علي بن حسين انصارى شيرازى

130

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

بيفزايد و فالج و لقوه و خدر و استرخا را نافع بود شريف گويد چون همچنان زنده پرهاى وى مجموع بكشند و پاك گردانند و بر موضع گزندگى عقرب نهند بغايت نافع بود و سر وى همچنان با پر بسوزانند و سحق كرده در چشم كشند تاريكى و شبكورى ببرد و در خواص ابن زهر آورده كه در هر خانه كه كبوتر بود از خدر و فالج و سكته و جمود و سبات ايمن باشند و اين خاصيت در وى بود و ابن مؤلف گويد كه زهره كبوتر سفيد در چشم كشند تاريكى و غشاوه زايل كند و اگر مداومت بر اكل گوشت كبوتر كنند ذكا آورد و ديسقوريدوس گويد كه خون و رشان و ثعابين و حمام گرم در چشم كشند جراحتى كه در وى بود زايل گرداند و خون حمام خاصه قطع رعاف كه از حجب دماغ بود بكند و بيضه وى بغايت گرم بود و كبوتر بچه سبكتر بود و اولى آن بود كه به آب غوره و گشنيز و سركه بپزند و چون بخورند بعد از آن مغز خيار بخورند يا تخم خيارين لاتين COLUMBA DOMESTICA فرانسه COLOMBE , PIGEON انگليسى DOVE , PIGEON حمار اهلى صاحب منهاج گويد گوشت خر گرم و خشك بود در سيم و صاحب تقويم گويد از قول اسحق گويد كه گرم و تر بود خاكستر گوشت وى و جگر وى چون با زيت بر شقاقى كه از سرما بود بمالند نافع بود و خاكستر جگر وى چون با زيت بر خنازير نهند نافع بود و جذام را سودمند بود و گوشت و جگر وى بريان كرده چون بناشتا بخورند صرع را نافع بود و بول وى درد كليه ببرد و ابن مولف گويد اگر پيه وى در قروح خبيثه مالند باصلاح آورد و لون آن بلون اعضا گرداند و اگر سم خر سوده چند روز مصروع را دهند صرع از وى زايل شود و اگر بر برص طلا كنند قلع كند و در خواص آورده‌اند كه پوست پيشانى وى چون بر كودك بندند كه ترسد ديگر نترسد و گويند چرك گوش وى چون بخورد كودكى دهند كه گريد ديگر نگريد و در خواص آورده‌اند كه كسى را كه عقرب گزيده باشد باواز بلند در گوش خر گويد كه عقرب مرا گزيده و واژگونه بر خر نشيند درد از وى زايل گردد و خر درد كند و اگر پوست پيشانى وى تازه با خود نگهدارد يك سال تمام و چون سال نوشد پاره پوست نو از پيشانى خر با خود نگاه دارد تا سال ديگر صرع از وى زايل گردد البته و در خواص ابن زهر آورده كه خر را صداى سگ عظيم ناخوش بيايد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : حمار اهلى را به فارسى خر و الاغ و بهندى كدهه نامند لاتين EQUNS ASINUS فرانسه ANE انگليسى ASS حمار وحشى به فارسى آن را خرگور گويند عبد الملك بن زهر گويد نظر بر چشم وى كردن صحت چشم آورد و منع نزول آب بكند و آن از خواص است و گوشت وى چون فربه و جوان بود چون نزديك به گوشت ايل بود بغايت غليظ بود پيه وى چون بر كلف طلا كنند سود دهد و چون با روغن قسط بجوشانند جهت درد پشت و گرده كه از بلغم و باد غليظ بود نافع بود و زهرهء وى چون بر داء الثعلب و دوالى ماليدن سود دهد و ابن مؤلف گويد كه مغز استخوان وى با روغن گل بگدازند نقرس و ريشها را نافع بود و اگر مغز سر او با كرفس يا انگبين مدقوق را دهند چند نوبت سود دهد و پيه وى چون با روغن قسط بجوشانند درد پشت و گرده را كه از بلغم و باد غليظ بود را سود دهد و با زهرهء وى اگر بر داء الثعلب و دوالى مالند نافع بود و گوشت وى چون بپزند به آب و نمك و دارچينى و زنجبيل و مرق آن بياشامند و گوشت چرب آن بخورند درد مفاصل و بادهاى غليظ را سودمند بود و چون گوشت وى بسيار خورند تمدد در معده و بطى در خروج و ثقل پيدا كند اولى آن بود كه در پى آن جوارشات مسهله چون سهر ياران و تمرى بخورند و امثال آن لاتين EQUUS ASINUS SYLVATICUS فرانسه ONAGRE انگليسى ONAQER حنظل علقم خوانند و تخم وى هبيد خوانند به عربى كبست و بشيرازى كوست خوانند و بكرمانى خرزهره و لفظى ديگر خربزه روباه